|
Cycling around the world for Peace
|
||
|
دوچرخه سواری دور دنیا برای صلح و حفظ طبیعت |

نه افغانیم و نه ترک و تتاریم
چمن زادیم و از یک شاخساریم
تمیز رنگ و بو بر ما حرام است
که ما پرورده یک نوبهاریم (اقبال لاهوری)
اول یک تشکر از تمامی دوستان و خوانندگان عزیز وب لاگ که با ارسال پیامها و ایمیلیهای پر مهر و محبتشان همیشه یار و همسفرمان بوده اند در این 640 روز و عذر خواهی از اینکه نمی توانیم به تک تک آنها جواب دهیم. سفر به انتها نزدیک و نزدیک تر می شود ...
حدودا یک هفته ای است که وارد پاکستان شده ایم (21 ژانویه 2008). ما هم همانند سایرین نگران بودیم، حتی از اینکه بگوییم ایرانی هستیم نیز هراس داشتیم، اما تنها با گذشت چند ساعتی متوجه شدیم که نگرانی ها کمی بی مورد است و آنها هم همانند سایرین در حال گذران زندگی روزمره.
اولین شهر، لاهور است و اقبال لاهوری.
پایتخت فرهنگی پاکستان با مردمی مهربان و مهمان نواز. با آنکه ایالتهای پنجاب هند و پاکستان هم مرز هستند و با وجود شباهتهای فرهنگی زیاد اما تفاوتهایی نیز موجود است.
تابلو نوشته هایی به زبان اردو، مصرف گوشت در وعده های غذایی، تعداد چشمگیر مساجد، رفاه نسبی مردم و ... اما رانندگی همچنان در سمت چپ جاده.
در مدت اقامت در این شهر از مسجد پادشاهی، مقبره شاعر بزرگ فارسی زبان -اقبال لاهوری- و بازارهای لاهور دیدن کردیم.
به محض اینکه متوجه می شوند ایرانی هستیم، به ما خوش آمد می گویند، به چای و آب میوه دعوت می شویم، حتی در بعضی موارد برای ورود به موزه ها از ما ورودی نمی خواهند. هم صحبتمان می شوند و اولین سوال آنها این است که آیا در این مدت به ما خوش گذشته یا نه ؟
آنها نیز از نا امنی ها و حمله های تروریستی بسیار ناخوشایندند و بعضی از آنها اعتقاد دارند که ترورها توسط غیر پاکستانی هایی که در این کشور زندگی می کنند انجام می شود.
یکی دیگر از جاذبه های توریستی در این شهر، مراسم پایین آوردن پرچم در هنگام غروب آفتاب همراه با نوعی نمایش توسط سربازان، در مرز بین هند و پاکستان می باشد. از این مراسم و نوع جالب لباس های سربازان تعداد زیادی تصویر تهیه کرده ایم که همراه با گزارش آن در اولین فرصت در وب سایت قرار خواهیم داد.
پیش بینی می کنیم که تا اواسط بهمن ماه وارد ایران شده و بعد از گذر از زاهدان، بم، کرمان، یزد، اصفهان، کاشان و قم نهایتها در تاریخ 15 اسفند (روز ملی درخت کاری) به تهران برسیم و در همان روز آخرین درخت از پروژه 2 ساله دوچرخه سواری برای صلح و طبیعت را در خانه هنرمندان بکاریم.
قابل توجه دوستان دوچرخه سوار ایرانی :
خبر فوت مرحوم محسن سنایی زمانیکه در کشور آمریکا رکاب می زدیم بی شک یکی از تلخ ترین لحظات این سفر بود. از همان روزها همیشه فکر می کردیم که باید درختی به یاد این عزیز بکاریم و فکر می کنیم بهترین مکان، شهر اردکان محل زندگی او باشد.
از کلیه دوستانی که مایلند در برنامه دوچرخه سواری بین یزد – اردکان و کاشت درخت به یاد محسن شرکت کنند و یا کسانیکه می توانند در زمینه هماهنگی این مراسم به ما کمک نمایند، خواهشمندیم از طریق ایمیل jafar_edrisi@yahoo.com و یا ارسال نظر در وب لاگ ما را همراهی کنند.
|
|